یادی از دو عاشق و معشوق موسیقی

1381

بیژن ترقی از پیشتازان صحنه موسیقی نوین ایران به شمار میرود که سبک تازه ای از ترانه سرایی را متداول کرد و در آن برای نخستین بار عنصر داستانی و تصویری را وارد ترانه های خود نمود.

 

مجموعه سروده های بیژن ترقی در کتابی با عنوان آتش کاروان گردآوری شده است. همچنین کتاب خاطراتی بنام از پشت دیوارهای خاطره، بجا مانده که در آن به نقل یادمان هایی از هنرمندان، شاعران و ترانه سرایان دیگری چون نیما یوشیج، شهریار، پرویز یاحقی، ابوالحسن صبا، رهی معیری و علی تجویدی پرداخته است.

 

بیژن ترقی از سال ۳۵ به کار با رادیو ایران پرداخت و ترانه های بیشماری برای خوانندگان مطرح آن دوران ساخت. در کتاب خاطراتی از هنرمندان به قلم پرویز خطیبی در بخشی که به بیژن ترقی اختصاص دارد نوشته شده:

 

با اکبر مشکین به کتابخانه ترقی واقع در خیابان شاه آباد رفتیم و با جوانی ریز نقش و لاغر اندام به نام بیژن آشنا شدم. آن روزها نام بیژن ترقی و پرویز یاحقی که یک زوج هنری را تشکیل داده بودند به خاطر ترانه معروف می زده شب چو به میکده باز آیم، با صدای مرضیه بر سر زبانها افتاده بود.

 

بعدها فهمیدم که این ترانه را بیژن برای دختری که حالا همسرش هست، ساخته. پرویز یاحقی می گفت: آخر شب که مست و خراب به سمت خانه میرفتیم بیژن عشقش دبه میکرد و مرا به طرف خانه معشوقه اش میکشاند و ما ۲ نفر ساعتها در سرما و گرما زیر درختی می نشستیم و بیژن برایم حرف میزد و من دلداریش میدادم.

 

پرویز یاحقی، بیژن ترقی و همچنین محمد حیدری دوستان صمیمی و جدانشدنی بودند که بیشتر اوقات را در کنار هم میگذرانند. بیژن آرام و کم حرف و کم حرکت، ولی پرویز یک پارچه تحرک و جوشش بود و وقتی با کسی حرف میزد آرام و قرار نداشت.

 

اکثر ترانه ها را این ۲ نفر با همفکری و همکاری هم ساختند. پس از قطع همکاری های مرضیه با مجید وفادار، او در کنار پرویز یاحقی و بیژن ترقی قرار گرفت و نتیجه کار این مثلث هنری ترانه های دلنشینی است که هنوز هم در ذهن مردم ایران باقی است.

 

اولین ترانه ای که پرویز یاحقی با شعر بیژن ترقی برای مهستی ساخت هنوز در گوشمان زنگ میزند: آنکه دلم را برده خدایا زندگیم را کرده تبه کو ؟

 

مهستی با این ترانه و با صدای جادویی که داشت به اوج رسید. بیژن ترقی ترانه های جالب دیگری هم برای تجویدی ساخته است که اغلب آن ها توسط حمیرا خوانده شد، از جمله ترانه معروف صبرم عطا کن.

 

از آخرین سروده های بیژن ترقی ۲ سطر شعری است که در سوگ یار همیشگی اش پرویز یاحقی سرود. او پرویز یاحقی را بسیار دوست داشت و پس از مرگ یاحقی هر بار نامی از او برده یا خاطره ای از گذشته نقل میشد، صورتش پر از تاثر و افسوس و چشمانش پر از اشک و اندوه میشد.

 

هرگاه نامی از پرویز برده میشد، آه از نهادش بلند میشد و میگفت: در این ایام بیماری که آه در نهادم نمانده، اما مرگ پرویز کمرم را شکست. مرگ ناگهانی و فراق پرویز یار دیرینه اش، روح لطیف بیژن را آزرده ساخته بود. شعری در ایامی که پرویز نبود، سرود. دکترجهانشاه برومند که دوستی عمیق با هر دو هنرمند داشت بیاد پرویز آهنگی روی این شعرِ بیژن ساخت.

 

این شعر و آهنگ در دستگاه همایون با صدای سالار عقیلی ضبط شد و در ماه های آخر حیات و در بستر بیماری برای بیژن ترقی پخش شد:

 

پس از مرگ بلبل که از بهرت ای گل کند نغمه خوانی، دریغا ندانی دریغا ندانی

پس از مرگ بلبل گلستان زشادی ندارد نشانی، دریغا ندانی دریغا ندانی

 

امیر صبوری مستندساز مقیم نیویورک و سازنده فیلم زندگی نامه بیژن ترقی میگوید: بیژن یک شاعر همیشه عاشق بود حتی در کهنسالی. او همیشه در باره عشق سخن میگفت و از زندگی و آثارش با عشق صحبت میکرد. عشق به شعر، عشق به طبیعت و عشق بی انتها به خانه و خانواده اش.

 

در دوران آغاز معروفیت بیژن ترقی با ترانه می زده، روزی داود پیرنیا پایه گزار برنامه گلها در استودیوی محل ضبط این برنامه، کاری از روح الله خالقی را به او نشان میدهد و خود از اطاق خارج می شود. بیژن نوار را گوش میدهد.

 

فصل بهار بود و او شروع میکند به نوشتن. حدود ۴۵ دقیقه بعد، هنگامی که داود پیرنیا به استودیو باز میگردد، میپرسد: آهنگ را گوش دادی ؟

بیژن ترقی میگوید: بله، این هم شعرش ! پیرنیا پس از خواندن شعر به او میگوید: بیژن جان، استودیوی گلها را با این شعر بهاریه گل باران کردی بعدها این ترانه به نام بهار دلنشین با صدای بنان ضبط و از رادیو پخش شد.

 

پیکر بیژن ترقی ۵ اردیبهشت ۸۸ درگذشت و پیکرش از تالار وحدت به سمت آرامگاه ابدی اش در بهشت زهرا تشییع شد.

 

با وجود آرامگاه خانوادگی، خانواده اش رضایت دادند تا بیژن در کنار دیگر دوستان سفر کرده اش، پرویز یاحقی و علی تجویدی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

تاریخ عکس: تابستان ۱۳۸۰

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

افزودن دیدگاه