۳ پرسش مهم پیش از اقدام برای برندسازی مجدد(ری برندینگ)

23

یک فرآیند موفق بازآفرینی برند فرصت تنفس دوباره را به کسب وکار ما خواهد داد. در این زمینه حتی کسب وکارهای ورشکسته نیز توان استفاده از مزیت های برندسازی مجدد را دارند. مشکل اصلی نیز دقیقا به خاطر همین قدرت بالای فرآیند برندسازی دوباره است. براین اساس بسیاری از شرکت ها حتی زمانی که نیازی به برندسازی دوباره نیست، اقدام به این کار می کنند. بی شک دست کاری برندمان در زمان نامناسب نه تنها وضعیت ما را بهتر نخواهد کرد، بلکه شرایط را پیچیده می کند. براین اساس اقدام مناسب در این راستا، برندسازی دوباره فقط در زمان موردنیاز است. در تعریف زمان موردنیاز نیز باید به شرایطی بحرانی نظیر کاهش اعتماد مشتریان، سقوط محبوبیت برندمان در شبکه های اجتماعی و ضررهای ناشی از کاهش فروش توجه داشت.

 

براساس ضرورت اقدام هوشمندانه برای بازآفرینی برند شرکت، در این مقاله به بررسی سه نشانه مهم که بیانگر فرا رسیدن زمان مناسب هستند، خواهیم پرداخت. همچنین شرایط شروع فرآیند بهینه سازی برند جدیدمان را نیز تحلیل خواهیم کرد.

 

 

۱. برندمان دیگر ارتباطی با ماهیت ویژه شرکت ندارد

 

بی شک بازار کسب و کار هر روز در حال تغییر است. در این میان صاحبان کسب وکار برای حفظ جایگاه شرکت شان محکوم به هماهنگی با شرایط جدیداند. درست به همین خاطر اهداف و تمرکزهای اصلی یک شرکت در طول سال به طور متناوب تغییر می کند.

اگر به عنوان مثال کسب وکار شما در زمینه تولید ویدئو است و اغلب فروش های شما در هشت سال اخیر مربوط به بخش بازاریابی مبتنی بر شبکه های اجتماعی است، شاید زمان تغییر برند و کسب وکارتان فرا رسیده باشد. براین اساس به جای فعالیت تحت عنوان استودیو فیلم سازی به سراغ تاسیس برندی در زمینه بازاریابی در شبکه های اجتماعی بروید.

 

هنگامی که صحبت از فعالیت به عنوان کسب وکاری آنلاین می شود، هرچه خاص تر باشید نتیجه بهتری دریافت می کنید. براین اساس اگر برند تازه تان را در زمینه ای تخصصی پیرامون کسب وکار قبلی تان بنا کنید، شانس موفقیت تان افزایش خواهد یافت. به عنوان مثال یک برند در زمینه ارائه خدمات روابط عمومی را در نظر بگیرید. این برند در صورت مواجه با مشکلاتی در کسب وکارش گزینه های بسیاری برای بهبود اوضاع پیش رو دارد. یکی از این گزینه ها بازسازی برندش تحت عنوان یک آژانس ارائه خدمات روابط عمومی در شاخه ای تخصصی مانند تکنولوژی بلاک چین است. گمان می کنم منظور اصلی من تا اندازه زیادی روشن باشد. در وقع وقتی شما در زمینه ای تخصصی فعالیت دارید، همه نگاه ها در آن بخش به شما جلب می شود.

 

برهمین اساس شانس یک برند تخصصی در یافتن مشتری بسیار بیشتر از برندی با فعالیت عمومی در سطحی گسترده خواهد بود. همچینن در چنین شرایطی شما یک مزیت بسیار بزرگ را هم خواهید داشت: حضور به عنوان برترین برند حوزه تخصصی تان با اندکی تلاش در شاخه های تخصصی به راحتی امکان دستیابی به جایگاه نخست وجود دارد.

 

 

۲. طرح های شما قدیمی و از مد افتاده به نظر می رسند

 

بحث احتمالات و درک مخاطب از محتوای بصری در حوزه بازاریابی و برندسازی اهمیت بالایی دارد. برهمین اساس اگر لوگو یا تصویر پروفایل تان در شبکه های اجتماعی بسیار قدیمی به نظر برسد، قافیه را به رقبا خواهید باخت. به عنوان مثال فرض کنید با لوگویی مواجه هستید که انگار در نرم افزار نقاشی ویندوز ۹۸ مایکروسافت طراحی شده است. بی تردید هیچ کدام از ما کمترین علاقه ای برای آگاهی بیشتر پیرامون چنین برندی نخواهیم داشت. در چنین شرایطی طراحی غیرحرفه ای لوگو برند شانس ما را برای جذب مخاطب تقریبا به صفر می رساند. در زمینه کیفیت جلوه های بصری یک برند تعیین معیار بسیار دشوار به نظر می رسد. خوشبختانه در این جا من برخی از ایده های مناسب برای استفاده به عنوان معیار کیفیت جلوه های بصری را گردآوری کرده ام.

 

معیار نخست، گذشت زمان طولانی از طراحی لوگو برند است. بی شک گذر زمان بسیای از طرح های قبلا انقلابی و زیبا را بدل به نقاشی های کودکانه می کند. برهمین اساس اگر زمان طراحی لوگو برندتان مربوط به دهه ۸۰ میلادی است، توصیه من تعویض این اثر باستانی با طرحی جدید است. مشاهده نحوه عملکرد برندهای بزرگ در این زمینه بسیار راهگشا خواهد بود. براین اساس آنها به طور معمول هر پنج سال یکبار نسبت به طراحی مجدد لوگو برندشان اقدام می کنند.

 

راهکار موثر دیگر در این میان درخواست از فردی خارج از سازمان تان به منظور ارائه نظر به صورت صادقانه است. در بسیاری از مواقع افراد درون یک شرکت به دلیل عادت به جلوه های بصری توانایی نگاه انتقادی به آن را ندارند. براین اساس دریافت نظرات صادقانه افراد خارج از برندمان بهترین گزینه برای ارزیابی شرایط به گونه ای واقع گرایانه است.

 

همچنین در شرایطی که ذوق هنری ما چندان تعریفی ندارد یا بدان اعتماد نداریم، نظر فردی خارج از شرکت بسیار راهگشا خواهد بود. با این حال توجه داشته باشید که به نظر یک یا چند فرد محدود اکتفا نکنید. در این مورد حداقل نظر ۱۵ تا ۲۰ فرد مرتبط با حوزه های مختلف کسب وکار را جویا شوید.

 

۳. برند شما دارای زبان یا جلوه بصری توهین آمیز است

 

به نظر می رسد اکنون زمان با سرعتی بسیار بیشتر از دوران پیشین در حال گذشتن است. به موازات این افزایش سرعت جریان بهبود شرایط زدگی بشر نیز دائما بهتر می شود. یکی از زمینه های مناسب در این راستا بهبود الگریتم های شبکه های اجتماعی در مقابله با محتوای توهین آمیز است. براین اساس به عنوان مثال محتوایی که زمانی شرکت ها به راحتی به نمایش در می آوردند اکنون دیگر جزوی از محتوای مجرمانه و توهین آمیز قلمداد می شود. یکی از بهترین مثال ها در این زمینه شوخی های جنسی بی پروا است. در حقیقت تا همین چند سال بیش بسیاری از برندها برای جذب نگاه مخاطب اقدام به تولید ویدئوهای تبلیغاتی دارای شوخی های جنسی زننده می کردند. تغییر شرایط نظارت بر محتوای شبکه های اجتماعی اکنون چنین مطالبی را به طور کامل در لیست سیاه قرار داده است. انتقاد اصلی وارد بر چنین شوخی هایی تحقیر بانوان و اقلیت های قومی در آنها بود.

 

برندهای متکی به شوخی های گاها توهین آمیز اکنون به خوبی خود را با شرایط جدید وفق داده اند. براین اساس آنها به سوی شوخی های خنده دار و عاری از توهین به اقلیت های قومی و جنسیتی خاص گرایش پیدا کرده اند. به این ترتیب شاید زمان تغییر الگوی تعامل با مخاطب برای برند شما، در صورت اعتراض مشتریان به آن، فرا رسیده باشد. در این زمینه توجه کیند که شاید محتوای برند شما در فرهنگ بومی تان معنایی متفاوت از فرهنگ های دیگر تداعی کند. در صورت برداشت معنای توهین آمیز از محتوای برند شما در سایر کشورها اقدام برای رفع سوء تفاهم ضروری است. این کار در زمان واحد پیام های مختلفی را برای مخاطب ها ارسال خواهد کرد. نخست اینکه شما نسبت به اقدام قبلی تان پشیمان هستید و آن را پذیرفته اید و دوم این که پیام جدید شما باتوجه به اعتراض های مشتریان و جامعه طراحی شده است.

 

چگونه وضعیت را درست کنیم؟

با بررسی سه مسئله انتقادی قبلی اکنون زمان تحلیل اقدامات لازم برای بهبود اوضاع فرا می رسد. در گام نخست باید نکات ضروری برای افزودن به وضعیت فعلی برندمان را مدظنر داشته باشیم. سپس با روی کاغذ آوردن آنها می توان بهترین ها را از میان خیل عظیم ایده ها انتخاب کرد. این فعالیت به شما در انتخاب مهم ترین المان های جدید برای فرآیند برندسازی تان کمک خواهد کرد. همچنین در خلال این فعالیت عناصر اضافی را نیز به خوبی شناسایی می کنید.

 

در گام بعدی باید نسبت به همکاری با شرکتی در زمینه برندسازی اقدام کرد. باور کنید یا نه، اکنون برندسازی یک فرآیند کاملا تخصصی به حساب می آید. براین اساس شما به تنهایی قادر به رفع تمام نیازهای خود در این حوزه نخواهید بود. کارویژه اصلی یک آژانس برندسازی علاوه بر ارائه توصیه هایی در زمینه بهبود وضعیت برندتان، نقد مداوم استراتژی های اجرایی تان و اصلاح آنها نیز هست.

 

مطلب مرتبط: چگونه برند آسیب دیده را ترمیم کنیم / ترمیم برند از طریق برند سازی مجدد یا جایگاه‌ سازی دوباره
به عنوان اقدام پایانی نیز همیشه بودجه شرکت را مدنظر داشته باشید. براین اساس شاید همکاری با آژانس های مختلف برای طراحی فرآیند بازاریابی و تبلیغات چندان با منابع مالی تان هماهنگ نباشد. در چنین شرایطی بهترین کار بررسی و انجام امور فوق به صورت شخصی است. البته منظور من از انجام شخصی امور تصدی شان از سوی شخص شما نیست. به عبارت ساده، هدف از این نوع بیان تصدی و انجام امور به صورت درون شرکتی است. بدین ترتیب فعالیت شما به طور کامل با بودجه تان هماهنگ خواهد شد.

 

یک فرآیند بازآفرینی موفق برند توان ایجاد تفاوت بسیار زیادی در کسب وکارمان را دارد. براین اساس فرق میان غرق شدن مان در دریا یا شنا و استفاده از امواج به طور کاملا براساس چنین فرآیندی تعریف می شود. مطابق آنچه در این مقاله گفته شد، اگر از ناکارآمدی برندتان کاملا مطمئن هستید، بازآفرینی آن گزینه ای کاملا منطقی به حساب می آید. امیدوارم در صورت نیاز توصیه های این مقاله برای دستیابی شما به هدف تان در زمینه خلق برند مجددتان راهگشا باشد. در هر صورت شاید این تصمیم بهترین تحول را برای کسب وکاران به ارمغان بیاورد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

افزودن دیدگاه